مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
223
ميراث حديث شيعه
نوال كرم . هشتم تصديق به آن كه شكر كه آن هم يكى است از نعم نامتناهى حصولش هم « 1 » به محض نعمت توفيق الهى است چنانچه گفتهاند : نظم إذا كان شكري نعمة اللَّه نعمة * عليّ له في مثلها يجب الشّكر فكيف بلوغ الشّكر إلّابفضله * وإن طالت الأيّام واتّصل العمر نهم تصديق به عجز از اداى شكر نعما وآلا وحمد وثناى حضرت والا - تقدس وتعالى - واعتراف به تقصيرات خويش . دهم تصديق به آن كه اداى شكر بدانچه مقدر بود مورث مزيد نعم ودوام احسان وبقاى آثار انعام حضرت منّان است وحصول جملهء اين تصديقات موقوف است بر ارتقا به مدارج مراتب « 2 » ظهورات واستعلا بر معارج مظاهر اسما وصفات با مشاهدهء سرّ ظهور در هر مظهرى از عوالم كلّيه ومطالعهء أنوار تجلّيات وأطوار شؤونات إلهية وملاحظهء محو ذرّات كثرات امكانية در پرتو اشعهء نور وحدت ذاتية به طريق سير شعوري ورجوعي . وكشف ، عبارت است از تحصيل اين مراتب وتكميل اين مناصب . ومعرفت كشفى ، اطّلاعى است كه حاصل از اين أحوال ونتيجهء اين عزّ وكمال بود . نظم طرح كن در بزم عرفان وهم دور انداز را * ديدهء دل برگشا تا بازدانى راز را وفي الجملة ، كشف استار از وجوه اين اسرار آن است كه چون بندهء صادق و
--> ( 1 ) . ف : - هم . ( 2 ) . ف : - مراتب .